close
تبلیغات در اینترنت
جغله های جهاد

مســــــجــد ســـیدالشــــــهـــــــدا
   آهای!کفشامو کجا می بری؟  مقر آموزش نظامی بودیم! ساعت سه نصف شب بود.پاســدارا آهسته و آروم آمــــدند دم در سالن ایستادند.همه بیدار بودیم و از زیر پتـــــو ها زیر نظرشون داشتیم.اول،بدون سر و صدایه طناب بستند دم در سالن می خواستند ما هنگام فرار بریزیم روی هم . طـــنابو …
قالب وبلاگ آپلود عکس

درباره ي سايت


ما یعنی نوجوانان مسجد سید الشهداء رباط کریم سعی داریم تا تمامی فعالیت هایی که در مسجد اتفاق می افتد در این وبلاگ جمع اوری کنیم و برای شما به نمایش بگذاریم. همشهری های محترم و علاقه مندان به وبلاگ نویسی می توانند در این وبلاگ عضو شده و برای ما مطلب بفرستند.
نويسندگان
محمدرضا کریمی ارسالی: 17
آرش نقیبی ارسالی: 2
چت باكس

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
(Refresh)
امکانات وب



ذکر روزهای هفتهآیه قرآن تصادفی

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ




RSS


POWERED BY
rozblog.COM

پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت مســــــجــد ســـیدالشــــــهـــــــدا خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







 

 آهای!کفشامو کجا می بری؟ 

مقر آموزش نظامی بودیم!

ساعت سه نصف شب بود.پاســدارا آهسته و آروم آمــــدند

دم در سالن ایستادند.همه بیدار بودیم و از زیر پتـــــو ها زیر

نظرشون داشتیم.اول،بدون سر و صدایه طناب بستند دم در

سالن می خواستند ما هنگام فرار بریزیم روی هم . طـــنابو 

بستند و خواستند کفشامونو قایـــم کنند؛اما از کفش اثری

نبود.کمی گشتند و رفتـــــند کنار هم.در گــــوش هم پچ پچ 

می کردند که یکی از اونا نـــــــــــوک کفش های نوری رو زیر 

پتوی بالا ســرش دید.آروم آروم دســـتشو برد طرف کـــفشا.

نوری یه دفــــعه از جاش پرید بالا . دستشو گرفــــت و شروع

کرد داد و بیداد:«آهای دزد !آهــــــای!کفشامو کــجا میبری ؟!

بچه ها!کفشامو بردند!»پاســدار گفت:« هـــــیس!هــــــیس!

برادر ساکت!ساکت بــــاش منم ، منم»؛ امـــا نــــــوری جیغ

می زد و کمک می خواســــــت.پاسدارا دیدند کار خــــــیطّه

خواستند با ســــــرعت از سالن خارج بشند؛ یادشون رفته

بود که طناب دم دره.گیــــر کـــــــــردند به طـــــــناب و ریختند

رو هــــــم.بچـــــه ها هــم رو تختا نشسته بـــودند و قـاه قـاه

می خندیدند.


آبگوشت شیشه ای

شلمچه بودیم!

بی سیم زدیم به حاجی که :«پس این غذا چی شد؟»

خندید و گفت : کم کم آبگوشت می رسه !» دلــمون رو

آب و نمک زدیم برای یه آبگوشت پر چرب و چیلی ، کــه

یکی از بچه ها داد زد :« اومــد! تویوتای قاسم اومـــد!».

خودش بود.تویوتا درب و داغون اومد و روبرومـــون ایستاد 

قاسم زخم و زیلی پیاده شد . ریختیم دورش وپرسیدیم

چی شده ؟ گفت تصادف کرده ام . گفتیم غذا کو گــفت

گفت جلو ماشینه . درِ ماشین رو به زور بازکردیــــــــم و

قابلــمه آبگوشت رو برداشتیم. نصف آبگوشت ها ریخته

بود کف ماشین و دور قابلمه.با خوشحالی می رفتــــیم،

که قاسم از کنار تانکردادزد:«نخورید!داخل خورده شیشه

است».با خوش فکری مصطفی رفتیم یه چـــــــــیغه و یه

قابلمه دیگه آوردیم و آبگوشت رو صاف کردیم . خوشحال

بودیم و می رفتیم طرف سنگر که دوباره گفت:« نــبرید!»

گفتیم:« صافشون کردیم» گفت:«خواستم شیــــشه ها

رو دربیارم دستم خونی بود چـکید داخلــــش». هـــمه با

هم گفتیم اه اه اه! مـــرده شــــورت رو ببـــــرند قاســــم!

و بعد ولو شدیم روی زمین . احـــــــــــــــمد بسته ی نون

رو با سرعت آورد و گفت:«تا بـــرای نــــــــــونها مشکــلی

پیش نیومده بخورید! ماهـــــــــم حمله کردیم رو نـــــــون. 

 

 


 

 

 

 

صدای خروس ،سگ،الاغ...

 

 

 
به زودی

 

 

 

 

 

 

 

 


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 10

درباره : خاطرات ,

نمایش این کد فقط در ادامه مطلب برای قرار کد مورد نظر به ویرایش قالب مراجعه کنید
برچسب ها : مسجد سید الشهدا , مسجد , رباط کریم , مسجد سید شهدا , جغله های جهاد , خاطرات طنز ,

مطالب مرتبط
شهدا
شوخی هایی در جبهه

تاریخ : یکشنبه 15 تير 1393 نویسنده : امیر محمد نظری l بازدید : 55

ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته
» سخن صوتی آنلاین رهبر(پیام ولایت) »» پنجشنبه 12 تیر 1393
» ماه مبارک رمضان »» یکشنبه 08 تیر 1393
» وصیت نامه شهدا »» یکشنبه 15 تیر 1393
» جغله های جهاد »» یکشنبه 15 تیر 1393
» دانلود سرود خوانده شده در مسجد »» جمعه 13 تیر 1393
» دهه تکریم و غباررویی مساجد +تصاویر »» جمعه 13 تیر 1393
» دانلود اذان محمد اریکه(استاد اذان و مداحی شهرستان رباط کریم)+اذان راغب مصطفی غلوش + تصاویر »» جمعه 13 تیر 1393
» شهدا »» جمعه 13 تیر 1393
» شرح حدیث اخلاق= تلاوت قرآن »» جمعه 13 تیر 1393
» شرح حدیث صبر(امام خامنه ای) »» جمعه 13 تیر 1393
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
برای اطلاع از آپیدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود

نظر سنجي
نظر تو در مورد فعالیت های مسجد چیه؟








تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به مســــــجــد ســـیدالشــــــهـــــــدا مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

مســــــجــد ســـیدالشــــــهـــــــدا